کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو




آخرین مطالب
 



۳-۱۰-۳- تابع برازندگی و عملگرهای ژنتیکی
در این الگوریتم طبق مصاحبهای که انجام شد، با توجه به ترجیحات اساتید و اولویتهای زمانی برای اساتید و اهمیت این اولویتها جهت برنامه ریزی دروس در دانشکده، جهت تدوین برنامه کلاسی ابتدا فرمهای مشخصی به اساتید داده میشود، و طبق آن برنامه ریزی صورت میگیرد و سپس به وجود فاصله بین بازههای زمانی برای برنامه هر گروه توجه میشود، بنابراین در صورتی که سلولی در یک رشته مطابق با ترجیحات استاد آن درس نبود به اندازه ۱۰۰۰ واحد جریمه خواهد شد تا به محض نبودن آن بازه در ترجیحات زمانی اساتید، مقدار تابع، آن را نشان دهد و اگر در برنامه کلاسی دروس بین بازههای زمانی انتخاب شده به صورت تصادفی فاصلهای وجود داشت مقدار ۱۰ واحد جریمه برای آن در نظر گرفته میشود که با در نظر گرفتن جمعیت اولیهای متناسب با مسئله پس از محاسبه مجموع این دو هزینه برای هرسلول، با محاسبه مقدار تابع برازندگی و مرتب کردن آن، میتوان جواب بهینه نهایی را برای برنامه کلاسی تشکیل داد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

برای عملیات تقاطع بین دو کروموزوم با در نظر گرفتن احتمالی با نرخی معادل ۰.۵ و استفاده از تقاطع تکنقطهای، ۵۰ % افراد یک نسل در تقاطع شرکت داده میشوند و در عملیات جهش نیز با نرخی معادل ۰.۴ و استفاده از جهش تعویض یا جابجایی، این احتمال وجود دارد که کروموزومهای خوبی که در مراحل دیگر به نوعی حذف شدهاند، مجدداً احیا گردند، همچنین تضمین میکند که بدون توجه به پراکندگی جمعیت اولیه، احتمال جستجوی هر نقطه از فضای مسئله هیچگاه صفر نشود. در مورد الگوریتم نخبه گرا نیز با نرخی معادل ۰.۱، تعدادی از بهترین کروموزومها، بدون تغییر به نسل بعد منتقل خواهند شد.
به این ترتیب با در نظر گرفتن بازههای زمانی انتخاب شده برای هر درس در هر گروه درسی و همچنین عدم محدودیت تعداد کلاسها (با توجه به تعداد گروه های درسی)، برنامه نهایی جداول زمانی برای هر گروه درسی به صورت مجزا استخراج گردیدهاست.
۳-۱۱- معرفی نرم افزار
نرم افزار MATLAB، قدرت بالایی در گرفتن دستورات ریاضی دارد و دارای زبان ماتریسی میباشد. در تحقیق حاضر جهت نوشتن تمامی کدهایی که بیان گر محدودیتهای مدل است، و همچنین جهت انجام عملگرهای ژنتیکی در این مدل، از نرم افزار MATLAB نسخه R2010a استفاده شده است.
۳-۱۲- خلاصه و جمع بندی
در این فصل ابتدا مقدمهای بر پژوهش داشته و بعد از آن به روش تحقیق و قلمرو آن اشاره گردیده، سپس نوآوریهای تحقیق و جامعه و نمونه آماری تحقیق و طبق مدل طراحی شده، اطلاعات کلی مورد نیاز مسائل برنامه ریزی دروس دانشگاهی و معرفی محدودیتهای سخت و نرم در مسائل بهینه سازی آورده شده است، در ادامه آن به مفروضات کلی این مسائل اشاره گردیده، ضمن معرفی موارد فوق، تعریف کلی از مسائل برنامه ریزی دروس دانشگاهی آورده شده و با توجه به این تعریف، مدل پیشنهادی و مسئله بیان شده در تحقیق حاضر با تاکید بر محدودیتهای سخت این مسائل، شرح داده شده است و در نهایت به روش حل، که با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک صورت گرفته و همچنین به نرم افزار مورد استفاده، اشاره شده است. در فصل بعدی به تشریح مدل پیشنهادی و روش حل آن، به صورت کامل پرداخته میشود.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه
در این فصل با توجه به اطلاعات و مفروضات دریافت شده از گروه برنامه ریزی دروس در دانشگده فنی- مهندسی دانشگاه علم و هنر یزد، مدل مسئله برنامه ریزی دروس، با تاکید بر محدودیتهای سخت طراحی شده است و به صورت کامل تشریح میگردد.
پس از تشریح کامل دو مدل طراحی شده، به روش به کار گرفته شده در حل مدل پرداخته شده و در ارتباط با حل مدل به کلیه نتایج حاصل از آن اشاره گردیده و جداول برنامه ریزی دروس چهار گروه مدیریتصنعتی، مدیریتجهانگردی، مهندسیصنایع و معماری در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۳۹۱ استخراج و آورده شده است.
۴-۲- بیان مسئله
با توجه به مواردی از قبیل ساختار دروس دانشگاهی، انواع دروس دانشگاهی، دسترسی به منابع و دوره های زمانی، مسئله زمانبندی دروس دانشگاهی با هدف معین و محدودیتهای سخت و نرم تعریف خواهد شد، هدف مسئله زمانبندی دروس، کمینهسازی فاصله بین دو کلاس متوالی در برنامه نیمسال گروه دانشجویان و نیز، تعداد روزهایی است که استاد جهت تدریس در دانشکده حضور مییابد و در نهایت کمینهسازی تعداد کلاسهای قابل استفاده برای دانشجویان است، به صورتی که محدودیتهایی از قبیل تداخل برنامه اساتید، تداخل برنامه دانشجویان، تداخل برنامه کلاسها، ترجیحات اساتید، تعداد جلسات مورد نیاز هر درس در هفته، وسایل و تجهیزات مورد نیاز برگزاری هر درس، ظرفیت کلاسها، زمان های استفاده از کلاسها، دروس از پیش زمانبندی شده و از این دست محدودیتها که در قوانین و مقررات آموزشی آورده شده و رعایت کردن آنها اجباری است نیز لحاظ گردند، بدین ترتیب مسئله زمان بندی این پژوهش جهت تخصیص بازههای زمانی به اساتید با در نظر گرفتن هدف و محدودیتهای مسئله به صورت
یک مدل برنامه ریزی غیرخطی صفر و یک، به عنوان تابع هدف اول (یافتن متغیرهای صفر و یکی) طراحی شده و جهت تخصیص دروس به کلاسهای دانشکده نیز تابع هدف دوم برای مدل دوم نوشته شده است، برای حل این مسائل، روش ابتکاری کدنویسی در نرم افزار ریاضی MATLAB جهت رسیدن به جواب نهایی مطلوب به کار گرفته شد.
۴-۳- نمایش ریاضی مدل پیشنهادی مسئله برنامه ریزی دروس دانشگاهی
مدل پیشنهادی که با توجه به اطلاعات نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۳۹۱ گروه های مقاطع کارشناسی ارشد دانشکده فنی- مهندسی دانشگاه علم و هنر یزد طراحی گردیده است.
برنامه ریزی شامل برنامه ریزی چهار گروه از گروه های مدیریتصنعتی، معماری، مهندسیصنایع و مدیریتجهانگردی میباشد که جهت این امر، لیست دروس و اساتید دریافت گردیده است.
ها با توجه به کد بازههای زمانی و شماره استادان بهعنوان مثال، به این صورت تعریف میشود که درس شماره ۱، در بازهزمانی اول یعنی شنبه ۸ تا ۱۰ صبح توسط استاد اول میتواند ارائه شود، که در صورت ارائه شدن مقدار ۱ و در صورت ارائه نشدن مقدار صفر برای این متغیر در نظر گرفته میشود.
۴-۳-۱ تابع هدف مدل اول
اختصاص اساتید و دروس به بازههای زمانی
با توجه به صفر و یک بودن متغیرهای که در رابطه ۴-۱ نشان داده شده و هدف مسئله که کمینهسازی تعداد روزهایی است که استاد جهت تدریس در دانشگاه حضور مییابد، تشکیل تابع را به صورت غیرخطی زیر داریم:
=
(۴-۱)
حال اگر مقدار یک را اختیار کند، به معنی تشکیل کلاس است، بنابراین اگر را در نظر بگیریم برای تک تک استادان در هر روز حاصل ضربی از این مقادیر را خواهیم داشت که برای روز دیگر، با آن جمع میشود و مطابق رابطه ۴-۲، به صورت زیر درخواهد آمد:
+ + …
(۴-۲)
در مجموعه فوق مقادیر و در واقع ترجیحات استاد در یک روز برای درس مورد نظر است، که اگر یکی از آنها مقدار یک را داشته باشد، حاصلضرب آنها صفر خواهد شد و مقدار ، ترجیحات همان استاد در روز بعدی میباشد. اگر مجموع این مقادیر که در بالا آورده شده کمینه شود، به معنی وجود مقادیر یک بیشتری در این حاصل ضربهاست.
بنابراین تابع هدف اول، با توجه به ترجیحات اساتید که در پیوست شماره ۱، آورده شده است طبق رابطه ۴-۳، به صورت زیر تعریف خواهد شد:
)+ (۴-۳)
در رابطه فوق تابع، به گونهای طراحی شده است که تعداد روزهایی که هر استاد، جهت تدریس، در دانشکده حضور مییابد کمینه شود.
۴-۳-۲- محدودیتهای مدل
دسته محدودیتهای اول برای مدل برنامه ریزی دروس دانشگاهی، در نظر گرفتن تداخل دروس میباشد. بدین معنی که دانشجویان رشته های مختلف در هر گروه نبایستی در کلاسهای خود همزمانی داشته باشند. به عنوان مثال دانشجویان رشته مدیریتصنعتی نمیتوانند همزمان در کلاس دو درس خود حضور یابند. بایستی محدودیتی برای هر گروه و هر درس در بازههای زمانی مشترک بین آنها قرار دهیم تا حداقل در یک کد بازه زمانی فقط یکی از بازههای زمانی به عنوان جواب انتخاب شود.
با توجه به متغیرهای تعریف شده در گروه های مختلف درسی محدودیتهای زیر برای از بین بردن این تداخل، مطابق رابطه های ۴- ۴، محدودیت دسته اول، در نظر گرفته شدهاند.
≤ ۱ , ≤ ۱ , ≤۱, ≤ ۱ , ≤ ۱ , ≤ ۱ , ≤ ۱ , ≤ ۱, ≤۱, ≤۱, ≤۱, ≤۱, ≤ ۱, ≤ ۱, ≤۱, ≤۱, ≤۱, ≤۱, ≤ ۱, ≤ ۱ (۴-۴)
دسته محدودیت دوم که در رابطه های ۴-۵ آورده شدهاند، در نظر گرفتن تداخل برنامه اساتید است، بدین معنی که یک استاد در صورتی که دو درس را ارائه دهد، با توجه به اینکه ترجیحات او برای دو درس، یک دسته کد بازهزمانی است باید در نظر داشت که برای ارائه دو درس یک کد بازهزمانی در نظر گرفته نشود و به عنوان مثال اگر دو درس دو واحدی با استاد شماره ۲، برای یکی از دروس، بازهزمانی شماره ۶ انتخاب شود، برای درس دوم این بازه نمیتواند انتخاب شود. برای رفع این تداخل محدودیتهای زیر را برای دو استاد که دو درس را بایستی ارائه دهند در نظر گرفته شده است.
≤ ۱

(۴-۵)
دسته محدودیت سوم برای مدل پیشنهادی، در نظر گرفتن تعداد جلسات مورد نیاز برای دروس میباشد. برای این منظور محدودیتی در نظر گرفته شده به صورتی که برای دروس سه یا چهار واحدی حتما بایستی دو جلسه و برای دروس دو واحدی یک جلسه دو ساعتی در نظر گرفته شود. در این مسئله ۶ درس از درسهای کل گروه ها سه یا چهار واحدی هستند که برای آنها محدودیتهای زیر طبق رابطه های ۴-۶ تعریف شدهاند.

+

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-04-15] [ 07:33:00 ق.ظ ]




فعلیّت مجرّد از ماده، دیگر نمی‌تواند به طور قسری از حرکت کمال طلبانه‌اش برگردد و از مراتب قوی و شدید به سوی مراتب ضعیف و ناقص تنزّل یابد و حرکت کند.(صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ج۹، ص ۱۶).
ه) پاسخ دیگری که ملاّصدرا برای این نوع تناسخ ارائه می‌کند، بر نفس شناسی «حکمت متعالیه» مبتنی است. نفس در این رویکرد، فاعلیت بدن را بر عهده دارد، نه بدن فاعلیت نفس را. با فرض تعلّق نفس به بدن دوم انسانی، لزوماً باید از مرحله فعلیت به مرحله قوّه بازگردد. حال فرقی نمی‌کند که این بازگشت را به صورت تدریجی فرض کنیم یا به صورت آنی. بر فرضِ تحققِ چنین بازگشتی، نفس تحت تأثیر فاعلیت بدن خواهدبود؛ زیرا بدن بالقوّه محض است و نفس بالفعل محض، و برای اینکه نفس به چنین بدنی تعلّق یابد، باید به نفس بالقوّه تبدیل گردد که در این صورت، بدن بر نفس فاعلیت خواهد داشت و این امر محال است.( همان، ج۹، ص ۴۷).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

و اشکال دیگری هم که از سوی متکلّمان بر این نوع تناسخ مطرح شده است اینکه اذعان دارند:
اگر قرار بر انتقال نفس از بدنی به بدن یا بدنهای دیگر باشد، باید اطلاعات و معلومات مربوط به بدنهای پیشین در حافظه و ذهن ما انسان‌ها حاضر باشد، در حالی که چنین خاطراتی رد ذهن هیچ انسانی وجود ندارد.
(رازی، ۱۴۰۷،ج۷، ص ۲۹۱) و (صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ج۸، ص ۳۴۱).
این پاسخ دارای اشکالاتی است که ملاّصدرا بر برخی از آنها اشاره کرده است:
۱- فراموش کردن خاطرات و معلومات پیشین، دلیل بر نبودن زندگی پیشین نیست؛ زیرا بسیاری از امور در همین زندگی امروزی از ذهن انسان زایل می‌شود و به طور کلی، فراموش می‌گردد و این فراموشی دلیل بر عدم اتفاق و عدم تحقق آن امور نیست. (سبزواری،۱۳۶۸، ج۵، ص ۶۹).
۲- اطلاعات انسان بنابر نظر متکلمّان، که قایلند مشاعر انسانی مادی است و به تجرّد ادراکات و معلومات ذهنی قایلند نیستند، با از بین رفتن بدنِ مادی از بین می‌رود و با انتقال روح به بدن جدید، اطلاعات پیشین از ذهن او پاک می‌گردند. (صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ج۸، ص ۳۴۱)

۴-۱۰-تلازم ماده و صورت

ملاصدرا، برهان قبلی را با توجه به مبادی تصدیقیه فلاسفه، یعنی از راه تلازم ماده و صورت نیز بیان می‌کند: در مباحث ماده و صورت اثبات شده که، صورت از جهتی محتاج ماده است و ماده از جهتی دیگر محتاج به صورت. صورت ،شرّیک علت فاعلی، ماده است و ماده نیز شرّیک علت قابلی صورت می‌باشد و در تحقق بسیاری از شرّایط نقش دارد.
از طرف دیگر، نفس و بدن همانند ماده و صورت هستند و ارتباطشان طوری است که از جمع این دو، واحدّ حقیقی حاصل می‌شود و هر چه که دارای وحدّت حقیقی باشد باید ترکیب او هم حقیقی باشد، و واضح است که در ترکیب حقیقی، بین اجزاء مرکب، ربط وجودی است و ارتباط وجودی هم تنها در محور علیت و معلولیت معنی می‌دهد. بنابراین نفس و بدن، رابطه علی و معلولی دارند و ممکن نیست یکی از آندو، مثلاً نفس، از بین برود ولی دیگری یعنی بدن با حفظ همان درجه وجودی خود باقی بماند، و به عبارت دیگر محال است که ماده و صورت، ترکیب اتحادی داشته باشند اما در عین حال با رفتن و زوال یکی دیگری باقی بماند وگرنه ترکیب، صناعی و و اعتباری خواهد بودنه حقیقی و واقعی.
اگر وجود واحدّ از بین برود ووحدّت نوعی هم زایل خواهد شد و در آن صورت نه ماده می‌ماند و نه صورت و نه جنس و نه فصل.
بنابراین اگر بدن از بین برود دیگر نفس که صورت مدبر بدن بوده ، وجود ندارد و اگر به تجرّدعقلی رسیده است، دیگر نفس نیست و به بدن تعلّق ندارد و اگر نفسی است که منطبع در بدن است، همانند نفس نباتی، وجودش در بدن مقوم اوست و هرگز صور منطبعه در ماده، ماده را رها نمی‌کند، زیرا ارتباطش با ماده در نحوه وجود او نقش دارد و همچنان که عرض از موضوعی دیگر انتقال نمی‌یابد انتقال صورت از ماده‌ای به ماده دیگر نیز، غیر محال است.

۴-۱۱-لا معطّل فی الوجود:

وقتی بدن مزاج معتدل خویش را از دست داد و فاسد شد نفس از قبول تصرف و تدبیر این بدن امتناع کرده، و بدن را ترک می‌کند حالا این نفس چه می‌کند؟
چهار حالت ممکن است برایش پیش آید:
۱- به عالم عقل بپیوندد.
۲- به عالم مثال (خیال منفصل) یا همان اشباح اخروی (مثالی-برزخی) برود.
۳- به بدن حیوان یا انسانی دیگر منتقل شود.
۴- کلاً از تدبیر نفسانی، معطّل و بیکار بماند. (به هیچ بدنی تعلّق نگیرد)
توضیح اینکه:
عالم عقل که مخصوص کاملین و مقربین، تنها مجرّد از جسم بوده و به عامل عقول می‌روند.
عالم مثال هم می‌تواند برای هر دو دسته از متوسطین (اصحاب شمال و اصحاب یمین) باشد.
انتقال به بدن دیگر و یا معطّل ماندن از تدبیر، برای نفس محال و باطل است. چرا؟
چون کار نفس، تدبیر است و در وجودش معطّلی و فنا نیست، نفسی که فناناپذیر است بدون تدبیر نمی‌تواند باشد، پس تا نفس هست تدبیر نفسانی هم هست.
دیگر اینکه، وقتی نطفه‌ای به حدّی رسیده باشد که استعداد این را پیدا کند، که نفسی به آن تعلّق گیرد و مستحق افاضه نفس از جانب عالم عقل گردیده شد، به طور طبیعی به این کالبد که دارای مزاج معتدل شده است، نفسی اضافه می‌گردد، زا سوی دیگر نفس مستنسخه دیگر هم آمادگی انتقال به این کالبد را داشته باشد،چندحالت پیش می‌آید:
۱- این کالبد که دارای نفس انسانی شده (به طور طبیعی)، نفس جدیدنسخ شده را هم بپذیرد.
۲- نفس انسانی اول مانع جذب و انتقال نفس مستنسخه گردد.
۳- کالبد انسانی از قبول نفس حادث جدید خودداری کند
اگر مورد اول پیش آید که یک کالبد دارای دو نفس می‌شود و اجتماع دو نفس در بدن واحدّ لازم می‌آید و این محال است چون یک چیز نمی‌تواند دو ذات داشته باشد و دو نفس یک بدن را تدبیر کنند، این مثل این است که فعل دارای دو فاعل باشد و در هر صورت هر شخصی خود را همیشه یک نفر و یک شخص می‌داند نه اینکه از خود، درک دوئیت داشته باشد.
در مورد دوم و سوم: اینکه استعداد نطفه یا کالبد انسانی برای قبول نور نفس، مثل قبول نور دیوار است که وقتی خورشید می‌تابد، دیوار یکبار از خورشید نور مستقیم می‌گیرد و یکبار و شاید بارها، از اشیاء صیقلی اطراف خود، که نور خورشید را گرفته و به طرف او انعکاس می‌دهد، دیوار صاحب تمام انواری است که به هر شکلی چه مستقیم و چه غیر مستقیم به او می‌رسد. هیچ ترجیح بلا مرحجی وجود نداردکه یکی را بگیرد دیگری را نگیرد و وجود انعکاسی وجود نور مستقیم خورشیدی را منع نمی‌کند و مانع نخواهد شد و بر عکس.
در نتیجه
نفوس مانع یکدیگر نخواهند شد و کالبد از انوار نفوس بهره می‌برد پس یک کابد هم ترجیح شخصی ندارد که از بین نفوس انتخاب کند و یگی را برگزیند و دیگری را کنار بزند، پس دارای دو نفس می‌گردد و محال است.
(صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ج۹، ص ۹) (صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۸، ص ۱۱) (صدرالدین شیرازی، ۱۳۵۴، ص ۳۳۰).
اقامه دلیل:
نفوس حادث‌اند و حدّوث اشیاء ناگزیر باید منتهی به علت مفارق و غیر جسمانی شود چون جسم، علت نفس نمی‌تواند باشد، پس صورت طیبعی هم علت حدّوث نفس نمی‌تواند باشد و نفس هم علت آن صورت نمی‌تواند باشد، و چون نه جسم نه صورت نه نفس نمی‌تواند علت حدّوث نفس جدید باشد به طریق اولی اعراض هم نمی‌تواند علت نفس باشند چون به هر حال اعراض تابع جوهرند.
پس علت مفارق و مجرّدی، نفس را حادث و ایجاد می‌کند. چگونه؟
کیفیات استعدادی خراجی و غیر مزاجی (رطوبت، یبوست، حرارت وبرودت) که در تکوین بدن و جسم دخیل هستند؛ مخصّصات و امور زمینه‌ساز، برای تأثیر علت مفارق عقلی را فراهم می‌کنند.
پس حدّوث نفس بر طبق استعداد و قوای موجود در خراج و بدن فرد می‌باشد.
هر گاه در بدن مزاج معتدلی برای قبول نفس بوجود آمد الزاماً از جانب واهب، نفس تدبیرکننده آن بدن بی درنگ به آن بدن اضافه می‌گردد.
مثل نور خورشید که در برابر خود قوابل متفاوت و زیادی می‌بیند، خصوصیت خورشید فیضان نور است، بسته به درجه و استعداد قوابلی که در برابر وی حاضرند، نوری به آنها خواهد رسید. حال در مورد نفس- وقتی بدن حادث گردید، نفسی به وی از جانب فیّاض، بی درنگ به وی داده می‌شود- از طرفی دیگر نفس نسخ شده‌ای هم آماده شده که به این بدن تعلّق بگیرد، دو نفس به یک بدن تعلّق می‌گیرند که این محال و باطل است.
اعتقاد ملاصدرا، حتی دقیق‌تر از این هم هست که او بیان می‌کند:
«هر بدنی را یک نفس است» به ویژه، بنابر روش و نظر ما (ملاصدرا) که هر نفسی، به همانگونه و همان نحوه وجود و تشخّص بدنی است که دارد، امکان ندارد که یک وجود را در دو ذات و دو وجود باشد، و هیچ شخصی نیست جز آنکه به یک نفس و یک ذات که دارد شاعر و آگاه است.
تقسیم‌بندی فوق از قضیه منفصله حقیقیه زیر هم بدست آمده است:
نفس وقتی بدن خود را رها کرد یا معطّل است یا شاغل، اگر شغل و کاری دارد آن کار یا مادی است و یا مجرّد. اگر شغل و کار، مادی باشد پس کار، طبیعی است و اگر کار، مجرّد باشد برزخی است و یا عقلی، اگر مجرّد برزخی باشد پس نفس، موجود مثالی است و اگر مجرّد عقلی باشد موجود عقلی است.
ملاصدرا هر چهار احتمال را بررسی کرده و نتیجه را بدست می‌آورد که:
احتمال اول و دوم باطل نیست و صدرا در تناسخ و معاد جسمانی ملکوتی آنرا توضیح می‌دهد و اگر به عالم عقول و مجرّدات برسد به مقام مقربین دست یافته است و اگر به مقام تجرّد برزخی برسد، صاحب بدن برزخی خواهد بود که به تناسب افکار، اعتقادات و اعمال و نیّات و اخلاق خوب و بد آن را ساخته است واین تناسخ نیست.
احتمال سوم از این جهت باطل است که نفس از یک مبدأ عاقلی و از واهب الصوّر اعطا می‌شود. واهب الصوّر اگر در بدن، استحقاق و شایستگی دریافت نفس را دید،فیض خود را افاضه می‌کند. پس نطفه‌هایی که در مسیر دریافت نفس قرار دارد شایستگی لازم را کسب کرده، مساعد است که نفسی را دریافت نماید.
اگر در این بین نفسی دیگر که در اثر مرگ، بدن خود را رها کرده به این بدن جدید تعلّق گیرد لازمه‌اش این است که یک بدن، دو نفس داشته باشد در حالی که اجتماع دو نفس در یک بدن غیر ممکن است زیرا یک چیز نمی‌تواند دو ذات و هویت داشته باشد در حالیکه هر فرد انسانی خود را یک واقعیت واحدّ احساس می‌کند نه دو واقعیت، بنابراین تناسخ باطل است.
احتمال چهارم: این صورت باطل است زیرا نفس نمی‌تواند معطّل و بیکار باشد چون نفسیّت نفس به تدبیر بدن است و تدبیر بدن، هویت و حقیقت نفس را تشکیل می‌دهد. بنابراین نفسی که هیچ بدنی را تدبیر نکند در واقع نفس نیست.
علاوه بر این، درجای خود ثابت شده است که تعطیل در هستی محال است (لا معطّل فی الوجود). زیرا معنای تعطیل بودن یک چیز این است که آن چیز نه در سلطه معلول باشد و نه علت، یعنی از حلقه هستی و از نظام علی و معلولی جدا بماند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:33:00 ق.ظ ]




به مناسبت آنکه پدر و جدش شیخ فتیان بودهاند «ابن اخی ترک» گویند.
۲-۱-۹- معاصران مولانا از مشایخ تصوف
« صدرالدین محمدبن اسحاق قونوی- قطب الدین محمود شیرازی- فخرالدین عراقیشیخ نجم الدین رازی– بهاء الدین قانعی طوسی- سراج الدین ارموی- صفی الدین هندی- شیخ سعدی».
۲-۱-۱۰- آثار مولانا
الف: سرودهها
۱) مهمترین و پرآوازهترین زادهی طبع جلال الدین محمد مولوی که در واقع با شاهنامه فردوسی از برجستهترین منظومههای ادبیات فارسی هم طراز است کتاب مثنوی معنوی است که بر روی هم حدود ده سال از بار آوارترین ایام حیات مولانا را به خود مصروف داشته است.
نظم مثنوی به درخواست حسام الدین و به منظور تدریس در حلقه درس مریدان به سال ۶۶۰ هجری آغاز شد در آن زمان مولوی هجده بیت آغاز کتاب را- که به «نی نامه» شهرت دارد سروده بود و چون حسام الدین ادامه آن را از مولوی خواستار شد مولانا دنباله ان ابیات را گرفت در هنگام سماع و وجد و حال، شعر میگفت و حسام الدین انان را یادداشت میکرد و در فرصت مناسب بار دیگر بر مولانا میخواند مثنوی شامل ۶ دفتر و در مجموع حدود ۲۶ هزار بیت است.
۲) غزلیات شمس؛ که در برگیرندهی غزلهای سرشار از عاطفه و احساس مولانا و همچنین مجموعهی رباعیات اوست. بیشتر این غزلیات را مولانا در ایام همدمی شمس سروده است. مجموعهی این غزلیات و رباعیات به بیش از چهل هزار بیت بالغ است. نظر به اینکه مولانا به هنگام سرودن اغلب این غزلها شیفتگی خاصی به شمس تبریزی داشته و نام وی را به جای تخلص شعری خود در پایان بیشتر آنان آورده است و به همین دلیل این مجموعه ذوق و معرفت شعر فارسی را کلیات شمس یا دیوان کبیر نامگذاری کردهاند. (یاحقی، ۱۳۷۹: ۱۶۲)
ب: نوشته ها
آنچه به نثر فارسی از مولانا باقی است غالباً تقریر است و اصلاً یعنی مولوی میگفته است و دیگران مینوشتهاند. این آثار عبارتاند از :

    1. فیه ما فیه، که مجموعه سخنانی است که مولانا در مجالس خویش میگفته و مریدان مینوشتهاند.
    1. مجالس سبعه، که در اصل عبارت است از هفت مجلس (خطابه) که جلال الدین در سالهایی که به منبر میرفته، بیان کرده است. تقریباً تمام این مجالس به سالهای پیش از آشنایی مولانا با شمس مربوط میشود و به همین دلیل برای تحقیق در سرگذشت روحی مولانا بسیار سودمند است.
    1. مکاتیب، مجموعه نامههایی است که مولانا به این و آن نوشته است و چون اصلاً با انشای خود اوست سبک نویسندگی او را بیشتر و بهتر از نوشته های دیگرش نمودار میسازد.

از جمله این نامهها سه نامه در مناقب افلاکی نقل شده و یکی از آنها نامهایست که مولانا به عنوان احوال پرسی در موقع بیماری به صلاح الدین نوشته است. اما دو نامه دیگر را، مولانا وقتی نوشته است که میانه سلطان ولد و زوجه او فاطمه خاتون دختر صلاح الدین رنجش خاطری به وجود آمده بود و مولانا به دست خود نامهای در عذر خواهی به فاطمه خاتون و نامه دیگر مشتمل بر اندرز به سلطان ولد فرستاد.

انـوار صلاح الــدین بـــــرانگیختــه باد
هرجان که لطیف گشت واز لطف گذشت

در دیــده و جـان عاشقان ریختـــــه باد
با خـاک صلاح دیــن برآمیخـــته بــــاد

(همان، ۱۳۶۹)
پایان زندگانی
۲-۱-۱۱- وفات مولانا
«مولانا گرم صحبت حسام الدین و یارانی چون پروانه بر شمع وجود او عاشق بودند که ناگاه آن توانای عالم معنی در بستر ناتوانی افتاد و هر چه طبیبان بمداوا کوشیدند سودی نبخشید و عاقبت روز یکشنبه پنجم ماه جمادی الآخر سال ۶۷۲ وقتی که آفتاب زرد رو میگشت و دامن در میپیچید آن خورشید معرفت پرتو عنایت از پیکر جسمانی برگرفت و از این جهان فروردین به گورستان غیب نقل فرمود».
در موقعی که خبر نالانی و بیماری مولانا در قونیه انتشار یافت مردم به عیادت و به رسم بیمار پرسی به خدمت وی میرسیدند « شیخ صدرالدین قدس سره به عیادت وی آمد فرمود که شفاک الله شفاء عاجلاً رفیع درجات باشد، امید است که صحت باشد خدمت مولانا جان عالمیان است، فرمود که بعد از این شفاک الله شما را باد همانا که در میان عاشق و معشوق پیراهنی از شعر بیش نماند راست میخواهد که نور به نور پیوندد.

من شـــدم عریان زتن او از خیــــــال

میخــرامــم در نهـــــایات الوصــــــال

شیخ با اصحاب گریان شدند و حضرت مولانا این غزل را فرمود:
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
بنابر این در شب آخر که مرض مولانا سخت شده بود خویشان و پیوستگان اضطراب عظیم داشتند و سلطان ولد فرزند مولانا هر دم بیتابانه به سر پدر میآمد و باز تحمل آن حالت ناکرده از اطاق بیرون میرفت، مولانا در آن وقت این غزل آتشین را نظم فرمود:

رو سربنـــه به بالیـن، تنهـا مرا رها کن
مائیم و موج ســـودا شب تا به روز تنـها
مائیم و آب دیده در کنـج غــم خــزیده
دردیست غیــر مــردن کانرا دوا نبـاشد
درخواب دوش پیری درکوی عشق دیدم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:33:00 ق.ظ ]




۱- علم ۲- اعتقاد ۳- عقل (عقل دین ، عقل معاش) ۴- سخاوت ۵- شجاعت ۶-عفّت ۷- علّوهمت ۸- شفقت ۹ – حلم ۱۰- عفو ۱۱- حسن خلق ۱۲- ایثار ۱۳- کرم ۱۴- توکّل ۱۵- تسلیم ۱۶- رضا به قضا
۱۷- وقار ۱۸- سکون ۱۹- ثبات ۲۰- هیبت[۷۷۱]
مرید در گذر از وادی های سلوک و عقبات عرفان نمی تواند از وجود شیخ و مرشدی آگاه بی بهره باشد و بدون پیر طی مسیر نماید.
دکتر یثربی می گوید: «شیخ در عرفان و تصوّف، معتبرترین پشتوانه ی هدایت سالک و نجات وی از خطرات گمراهی است شیخ در حقیقت یک مربّی کاملی است که حتّی بر دون سالک اشراف دارد، و با آگاهی تمام از راه و رسم منزل ها او را پیش می برد، پس به دور از مراقبت شیخ، و استاد، با خطراتی که در پیش هست، احتمال و امید رهایی و نجات سالک اگر صفر هم نباشد، بسیار ناچیز است.
خواجه حافظ می گوید:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی»[۷۷۲]
عزّالدین کاشانی معتقداست که شیخ برای این که بتواند مرید را در جهت مستقیم هدایت نماید باید پانزده ادب را رعایت کند این آداب پانزدهگانه عبارتند از:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«۱- تخلیص نیّت و تفقّد سبب ۲- معرفت استعداد ۳- منزه است از مال مرید
۴- ایثار ۵- موافقت فعل است با قول در دعوت ۶- رفق با ضعفاست
۷- تصفیه ی کلام ۸- رفع قلب است به حضرت الهی در حال کلام ۹- کلام به تعریض
۱۰- حفظ اسرار مرید است ۱۱- عفو است از زلّات مرید ۱۲- نزول است از حق خود
۱۳- قضای حقوق مرید است ۱۴- توزیع اوقات است بر خلوت و جلوت ۱۵- اکثار نوافل »[۷۷۳]
به نظر دکتر سجّادی «شیخ یعنی پیشوا، بزرگ قوم. پیر به نزد عارفان، مرشد، مراد و قطب را گویند که در شریعت و طریقت و حقیقت، کامل شده است».[۷۷۴]
شهود
«محقّق را که وحدت در شهود است نخستین نظره بر نـور وجـود است»
شرح گلشن راز، بیت۸۳، ص۵۲
«دل عـارف شنـاسـای وجــود است وجود مطلـق او را در شهـود است»
همان، بیت۳۹۶، ص۲۸۹
لاهیجی گوید: «شهود عبارت است از رؤیت حقّ به حقّ».[۷۷۵]
به نظر دکتر سجّادی شهود مفصل در مجمل، رؤیت کثرات در ذات وحدت است. عالم شهود یعنی عالم شهادت و آن چه که قابل مشاهده کردن و دیدن باشد.
متصوفه، طریقه ی معرفت را مبتنی بر کشف و شهود می دانند. «برگسون می گوید: برای دریافت حقیقت موضوع، باید از راه کشف و شهود به درون آن راه یافت نه این که مانند حکما به تحدید «موضوع» و تفرّس احوال و امور خارجی آن بسنده نمود».[۷۷۶]
در خلاصه ی شرح تعرّف آمده است: «شهود آن باشد که آن چه بیند به خدا بیند نه به خویشتن و آن
باشد که آن چه گیرد به حکم بندگی گیرد و خضوع بشریّت نه از بهر لذّت و شهوت باشد. بعضی از پیران ما شهود را عبارت کرده اند و گفته اند که شهود آن باشد که چیزها را چون بینی در چشم تو خرد و حقیر نمایند و همه را بی صفت بینی از آن که شاهد حق بر تو غالب گشته باشد یعنی جلال و عظمت حق را چنان شاهد گشته باشی که دون او را در جنب او نزدیک تو مقدار نمانده باشد».[۷۷۷]
در فرهنگ نور بخش آمده است: «شهود در نزد سالکان رویت حق است به حق» ،یعنی سالکی که مراتب کثرات موهومات صوری و معنوی را طی نموده باشد؛ و به مقام توحید عیانی نایل شده و با چشم بصیرت به حکم حدیث قدسی «کنت بصره الذی یبصر به» در صورت تمام موجودات حضرت حق را مشاهده نماید و بداند که تمام موجودات قائم به حق است، لاجرم غیریت و دوگانگی از برابر چشمان او کنار رود و به هر چه نگرد حق را بیند و بس.[۷۷۸]
۲-۱۶. «ص»
صاف
«ملائک خورده صاف از کوزه ی پاک به جرعه ریختـه دردی بـدین خاک»
شرح گلشن راز، بیت ۸۲۷، ص ۵۱۷
در شرح گلشن راز آمده است که: «صاف، اشاره به آن است که فیضی که از مبدأ فیّاض فایض می گردد، اوّل به ارواح مقدّسه که ملائکه اند، به واسطه ی عدم وسایط یا قلّت وسایط می رسد و از آن جا به عرش و اجسام فلکی، و دیگر به عناصر، و دیگر به موالید،؛ پس هر آینه صاف و راوق آن می خواهد بود که ملائکه نوشیده اند».[۷۷۹]
صبح
«به صبح حشر چون گردی تو بیـدار بـدانی کـان همـه وهـم است و پنـدار»
همان، بیت۱۷۴، ص۱۲۰
از نظر لاهیجی صبح حشر، موت ارادی است و «عبارت است از وصول سالک به مقام توحید که کونین در نظر او به نور وحدانیّت محو و منطمس می گردد».[۷۸۰]
دکتر سجّادی معتقد است که مراد از صبح، وحدت یا نور وحدت است. [۷۸۱]
صحبت
«ولی از صحبت نا اهل بگریز عبادت خواهی از عادت بپرهیز»
شرح گلشن راز، بیت۹۲۷، ص۵۶۳
در این بیت شاعر، انسان را از مصاحبت و همنشینی با نا اهل بر حذر می دارد، چون از همدمی با او چیزی عاید انسان نمی شود.
قشیری معتقد است که صحبت بر سه قسم است:
صحبت با کسی که از نظر جاه و مال یا سن و سال از تو بزرگ تر است و آن در حقیقت خدمت
باشد.
صحبت با آن کس که از نظر شفقت و رحمت از تو افزون تر باشد.
صحبت با همسران که از نظر درجه و مرتبه با تو یکی باشد.[۷۸۲]
اقوال عرفا
«بشر بن الحارث گوید: صحبت کردن با بدان، ظنّ بد [بار] آرد به نیکان…. ذوالنّون گفت: صحبت مکن با خدای الّا به موافقت و با مردمان الّا به مناصحت و با نفس الّا به مخالفت و با شیطان الّا به عداوت. …. کسی ذوالنّون را گفت صحبت با که کنم؟ گفت با آن که اگر بیمار شوی به عیادت تو آید و اگر گناهی کنی از تو توبه قبول کند. …. ابوبکر طمستانی گوید: که صحبت کنید با خدای عزّوجلّ اگر نتوانید با آن کس صحبت کنید که او با خدای صحبت کند تا برکت صحبت او شما را به خدای رساند». [۷۸۳]
هجویری می گوید: صحبت باید برای خداوند باشد نه برای هوای نفس. به اعتقاد وی صحبت در سرشت آدمی اثرات فراوانی دارد و تا حدی که با صحبت انسانی، به مقام دانشمندی می رسد و طوطی با یاد گرفتن آن، لب به سخن می گشاید و اسب با ریاضت از عادات حیوانی دست بر می دارد و به عادت انسانی روی می آورد و غیره… که این ها همه نشان از تأثیر صحبت دارد و مشایخ، مریدان خویش را به صحبت فرا خوانند که این در میان آن ها واجب شده است.[۷۸۴]
سخن پیامبر (ص) در باب صحبت
«پیامبر اکرم (ص) فرمود: «المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخّال» مرد آن دین دارد و آن طریق بود که دوست وی نگاه کن تا دوستی و صحبت با که می دارد؟ اگر صحبت با نیاکان دارد وی گر چه به دست نیک است از آن چه آن همّت او را نیک گرداند و اگر صحبت با بدان دارد وی گر چه نیک است بد است از آن چه بدان چه در وی است ورا رضاست چون به بد راضی باشد اگر چه وی نیک بود بد گردد».[۷۸۵]
سخن مالک دینار در باب صحبت
«مالک دینار به داماد خود مغیره بن شعیه گفت : «کلّ اخ و صاحب لم تستفد منه فی دینک خیراً فانبذ عنک صحبته حتّی تسلم» هر برادری و یاری که دین تو را از صحبت وی فایده ی آن جهانی نباشد با وی صحبت مکن که صحبت آن کس بر تو حرام بود معنی این آن بود که صحبت با مه از خود باید کرد یا با که که اگر با مه از خود کنی تو را از وی فایده ی باشد و اگر با که از خود کنی او را از تو فایده ی باشد اندر دین که اگر وی از تو چیزی آموزد دینی، فایده ی دینی حاصل آید و اگر تو چیزی آموزی همچنان».[۷۸۶]
آداب صحبت از دیدگاه غزالی
بر مرید واجب است که آداب صحبت را رعایت کند و تنهایی سبب نابودی او می شود. شرایط صحبت مرید عبارت است از:
۱- مرید باید در صحبت به درجه و رتبه ی طرف مقابل توّجه داشته باشد با پیران به احترام سخن گوید، با همجنسان به عشرت و با کودکان به شفقت پیران را پدران، همجنسان را برادران و کودکان را فرزندان خود داند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:33:00 ق.ظ ]




حال انرژی دستگاه را نسبت به ها کمینه می­کنیم،
(۳-۸)

بدین ترتیب خواهیم داشت،
(۳-۹)
در این­جا می­توان معادله (۳-۹) را تا زمانی­که خودسازگاری برقرار شود، تکرار کرد و سپس مقدار دقیق انرژی را تعیین نمود.
۳-۳- روش مونت کارلو- تابع گرین[۴۰]
روش مونت کارلو- تابع گرین (GFMC) که توسط کالوس و دیگران [۵۰و۵۱] بنا شد، مقدار دقیق انرژی حالت پایه یک دستگاه بس ذره­ای را مشخص می­ کند. این روش در ابتدا برای دستگاه­های بوزونی بکار رفت و سپس دستگاه­های فرمیونی با وابستگی اسپینی قوی (مثل هسته­ها) مورد استفاده قرار گرفت. به طور کلی روش GFMC شامل یک رشته گام­های اختیاری می­باشد که برای حل معادله شرودینگر حالت پایه ساخته شده است. در زیر به بررسی روش تابع گرین می­پردازیم.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

معادله شرودینگر برای انرژی حالت پایه­،، یک دستگاه بس­ذره­ای به صورت زیر است،
(۳-۱۰)
اگر معرف n امین ویژه حالت با انرژی و R معرف N مختصه دستگاه باشد، تابع گرین به صورت زیر می­باشد،
(۳-۱۱)
با این تابع گرین می­توان نوشت،
(۳-۱۲)
حال یک توالی از توابع را به صورت زیر تعریف می­کنیم،
(۳-۱۳)
در نتیجه حالت پایه­ معادله (۳-۱۰)، شکل مجانبی برای n های بزرگ و انرژی حالت پایه، ، مقدار E خواهد بود که بهنجارش را به­ طور مجانبی پایدار می­سازد. تابع مشخص نیست و حل مستقیم معادله (۳-۱۲) امکان پذیر نیست. حال از تابع موج آزمایشی استفاده کرده و را به صورت زیر تعریف می­کنیم،
(۳-۱۴)
بنابراین معادله (۳-۱۲) به صورت زیر در می ­آید،
(۳-۱۵)

که در آن،
(۳-۱۶)
هنوز معلوم نیست، ولی می­توان آن­را با بهره گرفتن از روش مونت-کارلو به­دست آورد و مقادیر دقیق انرژی را با تکرار زیاد معادله (۳-۱۵)، تعیین نمود.
۳-۴- بسط بروکنر- بتِ- گلدستون[۴۱]
روش بروکنر- بتِ- گلدستون (BBG) که یک روش اختلالی است، توسط بروکنر معرفی گردید [۵۲]. این یک بسط چگالی پایین است ولی در تمام موارد همگرا نمی­ شود. این بسط بر پایه­ بسط خوشه­ای گلدستون [۵۳] برای انرژی حالت پایه، استوار است. در این روش تابع موج حالت پایه یک دستگاه بس­ذره­ای که در معادله شرودینگر زیر صدق می­ کند،
(۳-۱۷)
به صورت زیر نمایش داده می­ شود،
(۳-۱۸)
که در آن دترمینان اسلاتر توابع موج ذرات بدون برهم­کنش است و عملگر دقیقا n ذره را به بیرون دریای فرمی برانگیخته می­ کند. هامیلتونی H برای یک دستگاه N ذره­ای برهم­کنشی، بصورت زیر است،
(۳-۱۹)
که در آن پتانسیل برهم­کنش دو ذره­ای می­باشد. بنابراین عبارت زیر را برای انرژی دستگاه خواهیم داشت،
(۳-۲۰)
که در آن فقط تا مرتبه­ی دوم، ، مقدار چشمداشتی انرژی آورده شده است و از مراتب بالاتر صرف­نظر گردیده است. در این بسط هامیلتونی به دو قسمت شکسته می­ شود،
(۳-۲۱)
که در آن
(۳-۲۲) و
(۳-۲۳)
که در آن پتانسیل تک ذره­ای U طوری انتخاب می­ شود که بسط اختلالی برای به طور سریع همگرا شود [۵۴-۵۶].
همگرایی بسط BBG روی کوچکی پارامتر بنا شده است که به­ صورت معادله انتگرالی زیر تعریف می­ شود [۵۵].
(۳-۲۵)
که در آن و به ترتیب توابع موج دوذره­ای غیرهمبسته و همبسته می­باشند که معادله بتِ- گلدستون [۵۷] را برآورده می­ کنند. در ضمن مقدار به انتخاب پتانسیل تک­ذره­ای بستگی دارد.
۳-۵- نظریه جاسترو
زمانی که نظریه BBG مطرح بود، جاسترو یک روش وردشی را برای وارد کردن هسته سخت به پتانسیل برهم­کنش ذرات ارئه نمود [۵۸]. در این روش جاسترو تابع موج آزمایشی را معرفی کرد که در آن تابع موج ذرات بدون برهم­کنش و تابع همبستگی ذرات می­باشد،
(۳-۲۶)
توابع همبستگی از کمینه کردن انرژی حالت پایه دستگاه زیر به­دست می­آیند،
(۳-۲۷)
در این روش توابع همبستگی مستقل از حالت دستگاه بوده و فقط تابعی از فاصله نسبی دو ذره می­باشند. در ضمن این توابع طوری تعریف می­شوند که برای ( شعاع هسته سخت می­باشد) صفر شده و برای مقدار آن یک می­ شود. در رابطه (۳-۲۷)، حد بالای انرژی حالت پایه بوده و آن­را می­توان توسط روش­های مونت-کارلو و بسط خوشه­ای محاسبه نمود.
۳-۶- روش اختلالی پایه­ های همبسته
همان­طور که در قسمت قبل دیدیم در روش جاسترو، توابع همبستگی مستقل از حالت دستگاه می­باشند. اما در مسائلی که برهم­کنش بین ذرات وابسته به حالت دستگاه است و با یک پتانسیل غیر مرکزی سروکار داریم، تابع موج آزمایشی را معرفی کرده، و به دو روش محاسبات مربوط به دستگاه را انجام می­دهیم،
تعمیم تابع به صورت توابع همبسته

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:33:00 ق.ظ ]