ساز ‌و کارهای جامعه پذیری:

برای آنکه جامعه ای ازهم نپاشد وتدوم یابد واعضای آن از درون به تبعیت هنجارهای اجتماعی کشیده شوند وارزشهای فرهنگی جامعه خودرا بپذیرند وبا دیگران همانند گردند باید از ساز ‌و کارهای اصلی جامعه پذیری یعنی یادگیری ‌و درونی کردن هنجارهای اجتماعی استفاده کرد.

۱-یادگیری:یادگیری از عوامل مهم جامعه پذیری ‌و فرآیند است که به موجب آن هر موجود زنده (ارکانیسم)اطلاعات لازم را برای تغییر رفتار از طریق تجربه کسب می‌کند (لنسکی ،۶۳۶:۱۳۶۹)کودکی که والدینش اورا واداربه رعایت نظافت ،داشتن اخلاق خوب ‌و پیروی از آداب معشرت می‌کنند تابع نوعی یادگیری می شود که به وسیله تکرار حرکات ورفتارهای ویژه در ذمن او تثبیت می شود .کودکی که می‌خواهد بازی تازهای را یاد بگیرد ،به دیگران می نگرد واز آن ها تقلید می‌کند وسپس خود به آزمایش می پردازد وخطا های خود را تصحیح می‌کند.به همین شکل ،شخصی که متنی را به وسیله تکرار در دفعات زیاد ‌و تصحیح خطاهای خود به خاطر می سپارد به حافظه خود نوعی یادگیری را تحلیل می‌کند .وبالاخره کودکی که به خاطر گیجی وسر به هوایی خود تنبه می شود ویا هنگام بروز رفتارهای مناسب پاداش در یافت می‌کند تارفتار نیک وعادت خوب در تثبیت گردد،نیز نوعی یادگیری را تجربه می‌کند .

عوامل بسیاری در استواری یادگیری مؤثر ،مانند توانایی،جدیت ،شایستگی،تندرستی ‌و رغبت یادگیرنده،عادت های شغلی ،گروه همگان ، معلمان ،شکل ومحتوای آنچه کهاز رسانه های گروهی برفرد عرصه می شود وتکرار،پاداش وتنبیه وآزمایش خطا عمده ترین شیوه هایی هستند به کمک آن ها امر یادگیری صورت می‌گیرد .

۲-درونی کردن هنجارهای اجتماعی:فرد در فرایند جامعه پذیری،ارزشهاوهنجارهای فرهنگی جامعه خود را کسب می‌کند وبه آن حالتی درونی می بخشد .این امر نیاز به طی مراحل چون:کنش متقابل با دیگران-تجربه پذیری عاطفی –یادگیری زبان .دارد شواهد مشاهدهای وتجربی بسیاری برای اثبات ضروری کنش متقابل با دیگران ‌و تماس های فرهنگی برای رشد ذهنی وجود دارد.تاثیر این امر برای رشد طبیعی از مطالعه آدمیان دور از فرهنگ وکودکان پرور شگاهی وخانواده های از هم پاشیده که اثرات عاطفی «مهرورزی»آن ها از یکدیگر دریغ شده به ضوح دیده می شود.

طبقه اجتماعی :دیگر عوامل جامعه پذیری

طبقه اجتماعیاز مردمی که دارای قدرت ،منزلت وامتیاز تقربیا یکسانی بر خوردارند تشکیل می شود .موقعیت طبقاتی به طور تمام ‌و کمال برهمه جنبه‌های زندگی مردم از جمله :دیدگاهای سیاسی ،رفتارهای جنسی ،عضویت در گروه ها ،نوع غذا ‌و انتظار از زندگی مردم اثر می‌گذارد . در واقع ،با توجه به دامنه ی نفوذ تفاوت‌های طبقاتی می توان گفت ارزش‌ها گرایش‌های کودکان متأثر از موقعیت طبقاتی والدینشا است . ملوین کوهن (۱۹۷۹)جامعه شناس آمریکایی شواهدی به دست می‌دهد که ارتباط ‌و پیوند طبقه ی اجتماعی ‌و فرآیند جامعه پذیری را تأئید می‌کند . کوهن با ۲۰۰نفر کارگر و۲۰۰زوج طبقه متوسط که اکثراًفرزندی در کلاس پنجم دبستان داشتند مصاحبه کرد او دریافت که والدین طبقه متوسط برعکس والدین کارگر گرایشهایی چون :«به خود متکی بودن »،«استقلال داشتن »و«کنجکاو بودن »را در فرزندان خود به وجود می آورند . از سوی دیگر ،والدینی که از طبقه ی کارگر برخاسته بودند بیشتر بر همنوایی ظاهری با قوانین تأکید می‌کردند وعلاقه مند بودند که فرزندانشان مرتب ‌و تمیز بود . واز قوانین پیروی کنند .

تفاوتهایی طبقاتی در فرایند جامعه پذیری به طور مستقیم وابسه به هدفها در آینده است والدین برخاسته از طبقه کارگر ‌معمولا بر این باورند که موفقیت‌های شغلی وتداوم آن بستگی به توانایی فرزندانشان در همنوایی ‌و اطاعت از قانون دارد . اما والدین طبقه متوسط موفقیت آینده را نتیجه ی جسارت ‌و ابتکار فرزندان خود می بینند . از این رو ،احساس فرزندان بر خاسته از طبقه ی متوسط بر این است که کنترل بیشتری بر سرنوشت خود اعمال کنند .

زبان نیز عامل مهم همبستگی اجتماعی وابزاری است که انسان به یاری آن بر دیگران نفوذ می‌کند ونفوذ می پذیرد والگوهای رفتاری لازم را فرا می‌گیرد. روشن است که اگر کسی نتواند زبان ویا برخی دیگر از انواع ارتباط نمادین را بیاموزد ،هرگز نخواهد توانست به الگوی فرهنگی آراسته گردد. گفته می شود «ایزابل »هنگامی توانست به دنیای دیگران راه یابد که فهم معنای واژه ها را آغاز کرد بسیاری از ما سرگذشت هلن کلر را می‌دانیم که چون کروکور بود از دنیا به کلی جدا شده بود تا آنکه آموزگارش نخستین ارتباط را با او برقرار کرد . هلن کلر در یک برهه حساس از زندگی خود ،ناگهان دریافت که آموزگارش بر روی دست او علامتی به نشان آب می نویسد اندیشه این که هر چیز نامی دارد در ذهن او بیدار شد وپس از آن پیشرفت وسرعتیادگیری در او آغاز شد .

نظریه های جامعه پذیری :

بر خلاف پندار بسیاری از فلاسفه کهن ،کودک در دم زادن هیچ گونه اندیشه ای درباره ی خود وهمچنین جز خود ندارد ؛بلکه در فرایند جامعه پذیری وکنش متقابل با دیگران خود را به عنوان موجودی مستقل وجدا از دیگران باز می شناسد «خود»دارای یک هویت شخصی است ودیگران در برابر آن واکنش نشان می‌دهند .

همه نظریه های جامعه پذیری که مورد پذیرش اندیشمندان علوم اجتماعی نوین اند ،بر این دیدگاه استوارند که هر آنچه مربوط به شخصیت انسان است از جامعه به دست می‌آید ‌و فطری ‌و غریزی نیست . دیدگاه های پیشین کلاًبر عواملی چون وراثت تأکید داشتند وبر آن بودند که مثلاًکودکان «اشراف»یا طبقات بالا از خون برتر ،یا به گفته امروزیها از ژن برتر برخوردارند . جامعه شناسان وروان شناسان معاصر ،استقلال کلمه «من »را آغاز پیدایی شخصیت ‌و حاکی از آگاهی کودک نسبت به وجود انسانی خود در میان سایر انسان‌ها می دانند .

نظریه های جامعه شناختی جامعه پذیری

نظریه های جامعه شناختی برای این نکته تأکید دارند که خود محصول فرایند یادگیری وکنش متقابل اجتماعی است .این نظریه ها روشن می‌کنند که ویژگی های شخصیت بیشتر ناشی از محیط هستند تااز وراثت.

نظریه خود آیینه ای کولی

چالز هورتن کولی (۱۹۶۴)اصطلاح خود آیینهای را برای نشان دادن این معنی که ما خود را در آیینه رفتار دیگران با دیگران می بینیم به کار می‌برد.مفهومی که ما از «خود »داریم ،یعنی این که چه کسی هستیم وچگونه هستیم این مفهوم ،از کنش های متقابل ما با دیگران به وجود می‌آید بازخوردهایی که ما از مردم درباره خودمان می گیریم به ما می فهماند وی می قبولاند که چه کسی هستیم وچگونه آدمی هستیم «کریمی ۵۲:۱۳۷۰»کودک آنچه را که در نخستین مراحل رشد «خود »درونی می‌کند ،در واقع ،از دیگران تقلید می‌کند ویاد می گیرید . او به چیزی می‌گوید «شیر »«مامان »«بابا »و … که آن ها می‌گویند . کودکی که در آغاز سخن گفتن به جای این که بگوید «من شیر می خواهم »می‌گوید :«نی نی شیر می خواد »این نقص کلامی او دلیل روشنی است بر این که کودک آگاهی از خود واز نام واز وجود خود ندارد وآنها را از دیگران می‌آموزد ؛یعنی کودک خود را به جای دیگران می‌گذارد واز دریچه ی چشم آنان به خود نگاه می‌کند و در نتیجه تصویری که از خود دارد در واقع‌؛تصویری است که دیگران از او ساخته اند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...